داستان آچارکست …

شروع آچارکست برمیگرده به تابستون سال 98. وقتی که تازه میخواستیم کار رو از انجمن علمی مکانیک علم و صنعت شروع کنیم. حاصل همه حرف ها و جلساتی که اول کار داشتیم، تولد رویدادی به اسم کافه مکانیک بود. هنوز هم بعد این مدتی که گذشته، اسم کافه مکانیک کنار ما هست و تغییرش ندادیم. کافه مکانیک قرار نبود از اون جلساتی باشه که چند نفر برامون سمینار بذارن و از آخرین مقالات علمیشون تعریف کنن. البته که این حرف به معنای بد بودن اون سبک رویدادها نیست. اما هدف ما از شروع این رویداد، این بود: دانشجوها رو با صنعت بیشتر آشنا کنیم و تجربیات مفید از افراد مختلف رو به گوششون برسونیم.

جلسه اول کافه مکانیک
جلسه اول کافه مکانیک

اینکه چقدر توی این راه موفق بودیم، سوالیه که شما باید بهش جواب بدین اما حس میکنیم که تونستیم کار مثبتی رو انجام بدیم. توی چند ماه اول فعالیت، آدم های مختلفی رو دعوت کردیم تا باهاشون گفتگو کنیم و بخاطر اسم کافه که یدک میکشیدیم، جو صمیمی رو موقع گفتگوها داشتیم. گپ و گفت با چندتا از اساتید دانشکده مکانیک، یه تیم دانشجویی و یه صنعتگر، حاصل فعالیت های ما توی یک ترم بود.

تا اوایل بهمن، این کار توسط دو نفر اجرا میشد. خبری از پادکست و اینا هم نبود راستش. فقط یک رویداد وجود داشت به همون اسم کافه مکانیک. تا اینکه حس کردیم، مثل اینکه پتانسیل کار خیلی بالاتر از این حرفاس! تصمیم گرفتیم فعالیت هامون رو بیشتر کنیم و برای همین هم چندتا کار جدید براش تعریف کردیم.

کافه مکانیک 98
کافه مکانیک در سال 98

اینجا دیگه کارها اونقدری گسترده شده بود که دو نفری نتونیم از پسش بر بیایم و بدین ترتیب تصمیم گرفتیم تا چند نفر رو جذب تیم دو نفره خودمون کنیم. چون نمیخواستیم ریسک زیادی کنیم، تیم از بین همون کسایی تشکیل شد که در طی چندماه قبلش، هوای مارو داشتن و توی رویدادها حضور پیدا میکردن. البته همینجا بود که اسم ما عوض شد. آچارکست اسمی بود که از جلسات ما با تیم جدید بیرون اومده بود و حالا دیگه کافه مکانیک تبدیل شده بود به یکی از انواع رویدادهای ما. توی برنامه گذاشتیم که سری رویداد تازه ای به اسم آکادمی رو شروع کنیم. آکادمی دیگه از فضای گفتگو خارج میشد و بیشتر شبیه کارگاه های کسب مهارت بود. حالا دیگه کار خیلی جدی تر شده بود.

تازه داشتیم با تیم جدید هماهنگ میشدیم و کارهارو منظم میکردیم که ویروس لعنتیِ کرونا، همه رو خونه نشین کرد! مثل همه، یه مدتی توی شوک بودیم و نمیدونستیم دقیقا چه بلایی سرمون داره میاد. یکی دو هفته بعد شروع مجازی کلاس ها، دیدیم ظاهرا حالا حالاها قرار نیست دانشگاه بریم. نتونستیم بیکار بشینیم و شروع کردیم که همون رویدادهارو، در قالب وبینار برگزار کنیم. از همون اسفندماه، تولید محتوا رو جدی تر گرفتیم و توی پیج اینستاگرام و کانال تلگراممون، شروع به اشتراک گذاری محتواهای مفید برای دانشجوها کردیم.

زمان گذشت تا اینکه تونستیم چندتا کافه مکانیک و آکادمی برگزار کنیم و یجورایی برنامه هامون جا افتادن! تولید محتوا همچنان ادامه داشت. اما رسیدیم به ایام امتحانات و یک ماهی برنامه نداشتیم.

بعد از امتحانات، با توجه به اینکه بیشتر اعضای تیم قبلی رو در کنارمون نداشتیم، تصمیم گرفتیم تا این دفعه ریسک کنیم و یه تیم جدید بسازیم. هر چند بازم مثل تیم قبلی، چند نفر از همراه های درجه یک آچارکست، به تیم اضافه شدن، اما بازم نیاز به نفرات بیشتری داشتیم. ما یه چیزایی از تیم سازی میدونستیم ولی دید مشخصی از پیش بردن یه تیم کاملا مجازی نداشتیم. ولی این گنگ بودن باعث نشد تا بترسیم و ریسک نکنیم. خداروشکر اعضای فوق العاده ای هم گرفتیم نتیجه چندین برابر بهتر از اون چیزی شد که فکرش رو میکردیم. حالا همه چی آماده بود تا بریم سراغ برنامه های تابستون. در کنار فعالیت های قبلی، تصمیم گرفتیم تا تولید محتوا رو خیلی جدی تر بگیریم و پادکست رو به برنامه هامون اضافه کنیم.

پادکست، قدم بعدی برای تولید محتوا بود
پادکست، قدم بعدی برای تولید محتوا بود

خلاصه اینکه این برنامه هایی که میبینید و میشنوید و شرکت میکنید، حاصل تیمی با چنین سابقه‌ای هستش 🙂 همونطور که بالاتر هم گفتیم، اینکه خروجی کار ما موثر بوده یا نه، سوالیه که ما از شما داریم و امیدواریم که جوابتون هم مثبت باشه، اما ما جایگاهمون و حرکت توی این مسیر رو دوست داریم.

ما کارمون ایجاد فرصتی برای انتقال تجربه به دانشجوهاس(البته توی فضای مهندسی!). امید داریم که بتونیم کار رو هر چه بهتر ادامه بدیم و کمکی هر چند مختصر، به فضای دانشجویی بکنیم.

Send a Message